مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

438

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

جميع بدن پراكنده شود و اشتعالى كه به افعال ضرر رساند ، و اجناس حميّات سه است : حمّى يوم ، حمّى دقّ و حمّى خلطيّه ؛ و حمّى يوم آن است كه اوّل روح گرم گردد ، پس گرمى آن به دل رسد ، پس به ساير اعضا و اخلاط ؛ و حمّى « 1 » دقّ آن است كه حرارت غريبه اوّل در اعضاى اصليه به تخصيص دل تأثيرى كند ، پس به « 2 » ارواح و اخلاط و باقى اعضا سرايت كند ؛ و حمّى خلطى آن است كه اوّل اخلاط گرم گردد ، پس ارواح « 3 » و اعضا ، و اين جنس بسيط بود يا مركّب و بسايط به حسب اخلاط چهار است و مركّبات بسيار ، و تعفّن اخلاط خارج « 4 » عروق و داخل آن مىباشد و ببايد دانست كه گرمى اخلاط در حمّيات خلطيّه به عفونت مىباشد و بس ، الّا خون كه گرمى آن به غليان نيز بىعفونت مىباشد . فصل دويم : در حمّى يوم حدوث اين تب از « 5 » اسباب باديهء بدنيّه ، يعنى وارد بر بدن يا نفسانيّه ، يعنى وارد بر نفس مىباشد ، مثل غمّ و همّ و غضب و فرح به افراط و بىخوابى و خواب و تعب و اسهال و درد و گرسنگى و تشنگى و تخمه و فساد طعام در معده و بعضى اورام بر ظاهر بدن و توقّف در آفتاب و اغتسال به آب سرد و چيزهاى گرم خوردن و از ترك حمّام كسى را كه حمّام معتاد بوده باشد ؛ و از زكام و نزلهء گرم . علامتش عدم تغيير فاحش در نبض و قاروره و بيشتر بىنافض و قشعريره ابتدا كند و حرارت آن مثل حرارتى نمايد كه بعد از حمّام باشد و به عرقى اندك مفارقت نمايد و اكثر زمان بقاى اين ، به قول اكثر ، سه روز بود و بعضى شش روز گفته‌اند و اين از بعدى خالى نيست و علاج هريك على التّفصيل لايق مطوّلات است ، على الإجمال مقابلهء سبب بود ، چنانچه تفريح در غمّيّه و مساهله در همّيّه و تسليّه در غضبيّه و استخفاف و استهانت مفرّح در فرحيّه و تغذيه در جوعيّه و

--> ( 1 ) . س ، ش ، ف : - و حمّى . ( 2 ) . س : - به . ( 3 ) . س : - و اخلاط و باقى . . . ارواح . ( 4 ) . س : + و . ( 5 ) . س : - از .